در عملیات خیبر در محور طاییه بودیم . عملیات شروع شده بود. یك شب بعد از حمله در داخل سنگر كه سقف خیلى كوتاهى داشت و رزمندگان بایستى نشسته نماز مى خواندند، یكى از رزمندگان به نام شهید حسین نانكلى گفت : بچه ها من مى روم بیرون سنگر نماز بخوانم ، این جا در این سنگر كوتاه نماز به من حال نمى دهد و نمى چسبد. رفت بیرون چفیه خود را باز كرد و مشغول نماز شد. در حین نمازش